به گزارش خبرگزاری حوزه، تماشای برخی آثار در ایام برپایی جشنواره ملی فیلم فجر، فرصتی به دست داد تا با نگاهی عمیقتر و دقیقتر به مقوله روایت سینمایی و الزامات موفقیت در این عرصه ورود داشته باشیم.
خاطرم است که "اسماعیل فلاحپور"، مدرس و کارگردان سینما و تلویزیون چندی پیش در گفتگویی با اشاره به پیچیدگی های خاص روایت در قاب سینما گفته بود: "کاوش در مفهوم روایت و کارکردهای آن از مباحث پیچیده نظری است. هر آنچه که به چگونگی بیان قصه مربوط است در حوزه روایت شناسی قرار می گیرد. زمانی که از مخاطبی در مورد فیلم و یا سریالی که دیده، سوال کنیم که داستان چه بوده است، هر آنچه به زبان می آورد گویای روایتی است که در اثر مشاهده نموده است. در واقع روایت شکل بخشیدن به روش های سازماندهی داستان از سوی مؤلف آن می باشد. "
وی همچنین در همان مصاحبه افزوده بود: "سینما ارائه کننده جهان خود از طریق تصویرها و صداهاست که به فوریت قلمرویی متراکم و پیچیده را در خاطر زنده می کند. روایت در سینما شکلی همه جانبه و محسوس به خود گرفته است اما نه تنها خط داستانی را می شنویم بلکه در فضای شکل دهنده داستان غوطه وریم. ابعاد گوناگون جهان داستان چونان خود واقعیت روبه روی ما عینیت می یابند. ما هیچ دسترسی مستقلی به جهان تصویر شده در فیلم نداریم اما با همه وجوه آن رو در رو هستیم. "
روایت در قاموس سینما به چه معناست؟
به طور خلاصه میتوان گفت؛ هر گونه گفتن یا نقل رشتهای از رخدادها را میتوان داستاسرایی یا گزارش نامید، با این توضیح که نه هر نوع داستانسرایی را میتوان روایت بهشمار آورد و نه هر روایتی را داستان. گزارش هنگامی به داستان تبدیل می شود یا داستان می نمایدکه به ادبیاتی داستانی و تخیلی دست می یابد. از سوی دیگر باید به این نکته مهم نیز توجه داشت که اساساً ماهیت روایتگری تا حدی فرهنگ محور است. روایتگری چون فراگیری زبانی خاص، رفتاری آموختنی و یا اکتسابی است، اما به استعداد یا نیروی بالقوه نوع بشر برای فراگیری این رفتار خاص بستگی تام دارد.
از دیگر سو باید توجه داشت که یک روایت سینمایی موفق باید تعادلی بین محتوای قابل درک، احساسات قوی و اجرای فنی درخشان برقرار کند.
ضعف مشهود شخصیت پردازی در برخی فیلمهای جشنواره فجر
از جمله شاخصهها در این رابطه، وجود شخصیتهای قابل باور و همدلیپذیر است که متأسفانه در برخی فیلم های این دوره جشنواره، چندان به این مساله در بحث شخصیتپردازی توجه نشده بود.
به هر حال نمی توان منکر این حقیقت شد که مخاطب عام با شخصیتهایی ارتباط برقرار میکند که بتواند خود یا کسی را که میشناسد در وجود و یا رفتار و گفتار آنها ببیند.
مساله مهم دیگر ناظر به بحث شکلگیری کشمکش درونی و بیرونی است، به این معنا که شخصیت باید انگیزهها، ترسها و نقاط ضعف مشخصی داشته باشد، چه آن که مخاطب سینما دوست دارد شاهد تلاش شخصیت برای غلبه بر موانع باشد.
مسیر تحول و اهمیت چگونگی روایت سینمایی
طبعاً مسیر تحول در این راستا بسیار حائز اهمیت است. بهترین داستانها شخصیت اصلی را در خاتمه فیلم با شخصیت ابتدایی متفاوت نشان میدهند. این تحول چه از منظر رشد و از چه حیث سقوط برای مخاطب ایجاد جاذبه و علاقهمندی میکند.
از دیگر نکات کلیدی، توجه به بُعد سادگی و وضوح هدف است با این توضیح که هدف نهایی شخصیت باید برای مخاطب کاملاً واضح باشد، از سوی دیگر باید توجه داشت که حتی اگر داستان پیچیده باشد، اسکلت روایی باید آن چنان محکم باشد تا مخاطب سردرگم نشود.
ریتم مؤثر و غفلت از یک نکته کلیدی
مساله مهم دیگر ناظر به بحث ریتم فیلم است چه آن که یک اثر سینمایی باید بداند چه زمانی باید سرعت بگیرد که این مساله به خصوص در رابطه با صحنههای اکشن، تعقیب و گریز و ... معنا پیدا می کند. همچنین این که چه زمانی ریتم فیلم باید آهسته باشد همچون بهره گیری هوشمندانه از صحنههای احساسی و با بکارگیری دیالوگهای مهم و اشاره به این مساله از آن رو ضروری است که بدانیم به هر حال، ریتم نامناسب، خستگی یا دلزدگی مخاطب را به همراه دارد.
در همین راستا به اذعان کارشناسان و منتقدان هنرهفتم وطنی، ایجاد تعلیق مساله مهمی است، به این معنا که مخاطب باید لحظاتی را تجربه کند که مشتاقانه منتظر نتیجه یک رویداد است. این تعلیق میتواند از طریق در خطر افتادن شخصیت یا افشای یک راز ایجاد شود.
به نظر می رسد که برخی از فیلم های جشنواره فجر امسال فاقد نمره قابل قبول در بحث ریتم و تعلیق بودند و از این حیث لازم است که برای اکران عمومی در سینماهای سراسر کشور بازبینی شده و مجدداً تدوین شوند.
لزوم استفاده مؤثر از عناصر بصری و صوتی
نکته بسیار مهم دیگر در این رابطه آن است که اساساً سینما یک مدیوم بصری است و روایت فقط از طریق دیالوگ منتقل نمیشود. به همین خاطر، نحوه قاببندی، نورپردازی و حرکت دوربین باید با حس و حال صحنه همخوانی داشته باشد، ضمن آن که نباید از اهمیت طراحی صدا و موسیقی غافل شد به خصوص موسیقی متن که نقش حیاتی در هدایت احساسات مخاطب دارد. از سوی دیگر دیالوگها نیز باید در خدمت پیشبرد داستان باشند، نه توضیح دادن آن و پایان کلام هم اینکه؛ دیالوگهای کوتاه، موجز و تأثیرگذار اغلب در ذهن مخاطب باقی میمانند.
گزارش از: سید محمدمهدی موسوی










نظر شما